تبليغاتX
میکس ومونتاژ
Studio Sea Wave
يك كارت سخت افزاري است و هم محلي براي اتصال به جلوي PC شما
 اين كارت داري كد كننده MPGEG است كه شما را قادر مي سازد كه فيلم DV يا آنولوگ خود را به سرعت تبديل به MPGE كنيد . همچنيني پردازنده مخصوصی دارد كه CPU شما را از بسياري از پردازشهاي اضافي خلاص مي كند و به پريمير اجازه مي دهد كه فيلمها روانتر پخش شود و جلوه هاي ويژه را به

صور ت همزمان به آن اضافه كنيد .
همچنين داري تعداد زيادي جلوه هاي دوبعدي و سه بعدي زيباي است
و...

Canopus DVStorm2مشخصات کارت: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

MPEG-2
MPEGمخففMotion Pictures Expert ، نام سازمانی متشکل از متخصصین فیلم وویدئو است که بر روی استانداردهای صنعتی کار می کنند.عدد2نیز نشان دهنده نسخه استاندارد،یعنی
Compression Standard version 2است
این استاندارد در بازار امروز هنوز جایگاه مناسبی دارد این همان فرمتی است که برای ضبط بر روی
دیسکت های DVDبکار میرود
ویژگی اصلی فرمتMPEG2این است که کیفیت تصاویر ویدئویی ان بسیار بالا بوده ونرخ فریم ان حدود
1مگابایت درثانیه مباشد،این مقداریک چهارم نرخ فریمی است که درتصاویر ویدئویی DVبکار میرود،
با توجه به این همه مزایا ممکن است تصور کنید که فرمتMPEG2در همه شرایط مناسب بوده وهمواره
بایدازان استفاده کردولی چنین نیست،این فرمت برای انتشار بسیارعالی است ولی برای ضبط و ویرایش
مستقیم ویدئو چندان مناسب نیست، ازنقطه نظر تدوین برنامه های ویدئویی کار کردن با فرمت MPEG-2
کار مشکلی محسوب می شود.فشرده سازی MPEG-2 از هر دو روش Intra-Frame(یا Spatial)
و Intra-Frame 0یا Temporal) بهره می برد.نوع فشرده سازی         Intra-frame
این فرمت به گونه ای که حرکت قسمتهای مختلف تصویرتخمین زده می شود وسپس به جای ذخیره کردن
پیکسلها،این حرکت ها ضبط می شود،یعنی هم پیچیده است و هم به صرف وقت زیادی نیاز دارد.
مدت زمان لازم برای فشرده کردن ویدئو در مقایسه با برگرداندن انها به حالت اولیه (غیرفشرده) خیلی
بیشتر است.
به علاوه،فشرده سازMPEG2برای انجام محاسبات خود باید به طور همزمان به چندین فریم دسترسی
داشته باشد.
به عنوان مثال،فرض کنید که می خواهیم فریم شماره128راویرایش کنیم.در این حالت، سیستمی که برای
تدوین بکار میرود به جای این که فریم128را به طور مستقیم از روی دیسک فراخوانی کند،مجبور است
فریمهای 124،125،126،127رابخواند تا بتواند تصویر فریم 128 را به طور دقیق محاسبه نماید.
به طور کلی،در MPEG2فریم ها به سه دسته تقسیم می شوند،عبارتند ازفریم هایI،PوB.
I نشان دهنده روش کد گذاری Intra-Frame است ودرست مثل یک فریم DV عمل می کند.
Pمخفف Predicted است یعنی فریمی که به وسیله فریم های قبل از خود محاسبه میشود
B نیز مخفف Bi-Directional است برای محاسبه این نوع فریم، علاوه بر فریم های قبلی می توان از فریم
های بعدی نیز استفاده کرد. در نتیجه فریمهایI به اطلاعات بیشتری نیاز دارند چون به وسیله فریمهای قبلی
یا بعدی محاسبه نمی شوند وباید تمام اطلاعات انها را حفظ کرد ، در حالی که فریمهای P میتوانند از یک دهم
این مقدار نیز کوچکتر باشند ،فریم های B کمترین حجم را دارند،با توجه به این که فریمهای P وB از روی
فریم های I محاسبه می شوند، هیچ گاه نمی توانیم فقطیک فریم I وبقیه فریمها را نوع P و B داشته باشیم
در واقع فریمهای I باید به طور شناور در میان بقیه فریمها پراکنده شوند.
 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

این مطالب از یکی سایتها کپی کردم

واقعا متاسف شدم شما هم بخوانید و نظر بدید.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

انواع لنزها رو میشه به صورت ساده دسته بندی کرد...اما در مورد کاربرد نمیشه به طور دقیق صحبت کرد..ممکن هست هر لنز با توجه به کاربرد تعریف شده در موارد دیگری هم استفاده شود.....
لنزهای نرمال...
فاصله کانونی این لنز در حدود 44 م م است که در لنز برای روند کردن این عدد...لنز را با فاصله کانونی 50 م م میسازند.....این لنز به مانند چشم انسان عمل میکند....نه بزرگنمایی و نه دورنمایی ایجاد کرده و زاویه دید آن در حدود چشم ما است....کاربرد متعددی از این لنز میشود...پرتره های قدی...منظره...و...اما این لنز داری محدودیت است..چون در سری لنزهای فیکس است برای دور شدن از هدف و یا نزدیک شدن به آن خود تغییر فاصله دهید....

لنز واید...
فاصله کانونی این لنزها کمتر از 50 م م است..این لنزها تصاویر پهن تری(میدان دید وسیع تر) بدون تغییر فاصله دوربین نسبت به هدف در مقایسه با لنز نرمان ایجاد میکند.....
کار برد این لنز در مناظر طبیعی و مکانهایی که امکان عقب رفتن عکاس نیست، بیشتر است.....از این لنز در عکاسی از اماکن تاریخی و امارتهای قدیمی(جدید) بسیار کم هست مگر اینکه عکاس هدف خواصی به دنبال داشته باشد....
چون این لنزها خطا های پرسپکتیو زیادی در این زمینه دارند و تصاویر را به صورت اغراق آمیزی ثبت میکنند....

مثلا لنز 24mm /30mmو...

لنزهای سوپر واید(آلترا واید)....
لنزهایی تا دامنه 24 م م جزء لنزهای واید محسوب میشوند...لنزهای سوپر واید از این رنج کمتر هستند و حتی تا 12 م م هم ساخته میشوند....اما رنج رایج در این گروه 16 م م است......این لنزها هم در موارد گفته شده کاربرد بیشتری دارند....

لنز زوم....
این لنزها داری فاصله کانونی متغیر هستند...رنج این لنزها میتواند از سوپر واید تا واید و یا از واید تا تله و یا از نرمال تا تله و...باشه....این لنزها تقریبا همه کاره هستند.....وبرای عکاسی معمولی و حتی حرفه ای مورد استفاده قرار میگیرند....
مثال سوپر واید تا واید(35-16/40-17/و برای کراپهای 1.6 و 1.5 میتوان از 24-12/20-10/22-10/و...نام برد)
مثال واید تا تله...70-24/105-24/105-28/200-18/....
مثال واید تا تله...300-28/200-28.....
مثال نرمال تا تله....200-55/500-50 و برای کراپهای 1.6 و 1.5 میتوان از 200-28 نام برد...
مثال زوم تا سوپر زوم میتوان 400-100/300-100 /400-135/500-170/و...نام برد....از این لنز ها به عنوان تله فتو زوم لنز هم یاد آوری میشود...

لنز تله فتو...
این لنز ها رنج ثابتی دارند و دارای دیافراگمهای کوچکتری نسبت به لنزهای دیگر دارند...که عکاسی با سرعت زیاد رو در شب امکانپذیر میکند...رنج این لنزها از 200 م م شروع میشه تا 1200 م م ختم میشه....اما رنجهایی که بیشترین کاربرد رو داره 200 تا 500 م م است....

لنزها 800 و 1200 م م جزء لنزهای سوپر تله فتو هستند.....

لنزهای ماکرو.....
این لنزها بزرگنمایی برابر با اندازه واقعی شیع در فاصله خاصی ایجاد میکنند....کاربرد این لنزها ...عکاسی از اشیایی کوچکی که قصد بزرگنمایی آنها باشد و یا موجوداتی که امکان نزدیک شدن به آنها نیست...مثل پروانه ...ملخ و.....(نه شیر و ببر)...
این لنزها بزرگترین اندازه رو در فاصله خاصی از دهانه لنز ایجاد میکند....
رنج این لنزها از 50 م م تا 180 م م است....
تفاوت یزرگنمایی این لنزها با توجه به فاصله کانونی آن در مسافت خاصی میباشد....یعنی تمام این لنزها بزرگنمایی 1 به 1 از تصاویر ایجاد میکنند...

مثلا لنز 60 م م در فاصله 7 سانتیمتری از دهانه بیشترین بزرگنمایی و لنز 100 م م در 12 ...و لنز 180 در 22 سانتی چنین بزرگنمایی ایجاد میکند....
طبیعی است که با یک لنز 60 م م نمیشه بزرگنمایی 1 به 1 از یک پروانه داشت...چون پروانه......
اما با لنز 180 این کار امکانپذیر است.....

لنز فیش آی یا چشم ماهی.....
این لنزها زاویه دید 180 درجه دارندو رنج این لنزها در حدود 8 م م است....(مثل چشمی در منازل)

لنزهای فیکس.....

رنج این لنزها از 15 م م شروع میشه و در کانن تا 1200 م م و در سیگما تا 800 م م ختم میشه.....
این لنزها دارای دیافراگم بزرگی هستند و تا 200 و 300 م م حتی دیافراگم 2.8 رو نیز دارند.....
این لنزها امکان استفاده از شاترهای سریع رو در نور کم فراهم میکنند....

لنزهای فیکس پرتره....

از این لنزها برای عکاسی از پرتره استفاده میکنند...رنج این لنزها از 85 م م تا 200 م م است که بیشترین استفاده آن رنج 135 م م است.....البته از لنزهای زوم هم برای این کار استفاده میکنند...اما این لنزها دارای کیفیت برتری نسبت به بقیه لنزها هستند....

این هم برای اینکه در مورد کراپهایی که قبلا از آنها نام برده شد گیج نشوید..........

اما در مورد ضریب سنسور(کراپ)....
اصولا دوربینهای دیجیتال به جای نگاتیو و فیلم از سنسور دیجیتال استفاده میکنند که در روی این صفحه میلیونها فتو ترانزیستور قرار دارد...(فتو دیود...)...اما اندازه این سنسور ها کوچکتر از سطح نگاتیو است ...به طور کلی در دوربینهای دیجیتال 3 نوع سنسور وجود دارد(بجز بکهای دیجیتال....)

2-APS-H
3-Full-Frame

سنسور شماره یک در اندازه 15×22است.
سنسور شماره دو در اندازه 19×29است.
سنسور شماره سه در اندازه 36×24 و برابر با نگاتیو...
سنسور های بک های دیجیتال از نگاتیو 135 بزرگتر است....در سنسور های 31 و 39 مگاپیکسلس کداک و 39 مگاپیکسلی هاسلبلاد این اندازه برابر با 36×48.....

حال با کمی دقت متوجه میشوید که سنسور شماره 1 در حدود 1.6 برابر کوچکتر از سطح نگاتیو 135 است و در بعضی از دوربینها با تغییر جزئی در اندازه این سری از سنسور ها این ضریب برابر با 1.5 میشه مثلا دوربینهای نیکون...
در سری دوم این اندازه حدودا 1.3 برابر کوچکتر از .....
و در سری سوم برابر با خو فیلم 135 است.......

هرچه این اندازه کوچکتر باشد سنسور با توجه با ضریب خودش(در دوربینهای کامپکت تین ضریب بیش ز اینهااست و در حدودا 4تا 6 برابر کوچکتر هم میشوند...)در تصویر بزرگنمایی ایجاد میکنند....



مثلا اگر ضریب سنسور شما 1.6 باشه لنز شما در هر فاصله کانونی که قرار داشته باشه باید در این عدد ضرب بشود...مثلا لنز شما اگر 10 م م باشه و در این عدد ضرب بشود برابر با 16 م م میشه..... 1-
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

Maximum Magnificationیا بیشترین بزرگنمایی.....بزرگنمایی است که لنز از اندازه واقعی جسمی که از آن عکاسی میکنیم میسازه......در لنزهای ماکرو این اندازه 1 ب1 است...یعنی تصویری معادل تصویر واقعی ....اما در لنزهای تله / نرمال....این اندازه معمولا بین2.8/1 تا 5/1 از اندازه واقعی میسازد.....یعنی مثلا یک پنجم از تصویر واقعی میسازد....لنزهای ماکرو به دلیل اینکه به هدف بیشتر نزدیک میتوانند چنین بزرگنمایی داشته باشند...
ببینید اصولا بزرگنمایی که در لنزها وجود دارد مثلا 5X زوم اپتیکال یا 12X ....با این بزرگنمایی متفاوت است...بزرگنمایی واقعی مثلا 5...یعنی شی از اندازه واقعی 5 برابر بزرگتر بشه یا در دوربینهای شکاری و یا اسلحه بزرگنمایی 10 برابر یعنی فاصله هدف به شما 10 برابر نزدیک بشه...مثلا 1000 متر برابر با 100 متر...
اما در دوربینهای عکاسی به این شکل محاسبه نمیشود....مثلا10X زوم در دوربین فاصله 1000 متر رو به 100 متر تبدیل نمیکنه....
در لنز دوربینهای عکاسی بزرگنمایی از واید ترین حالت محاسبه میشود....در صورتی که در عکاسی یک لنز حدود 50 م م (44 م م) برابر با چشم انسان است....(در رده بندی لنزها توضیح داده شد..).اگر بزرگنمایی از 50 میلیمتر حساب بشه بزرگنمایی یک لنز زوم 12 X برابر با 8 میشود.....این بدان معنا است که: مثلا برای محاسبه بزرگنمایی یک لنز 36-432 م م که در کانن S2 IS استفاده شده باید 432 را برعدد 36 تقسیم کنید تا بزرگنمایی این لنز نسبت به واید ترین حالت بدست بیایید....لنز واقعی این دوربین 6-72 م م است...اما قبلا در مورد کراپها توضیح داده ام...اگر عدد 432 را بر 72 تقسیم کنیم ضریب سنسور این دوربین بدست میاید و اگر ابعاد نگاتیو را بر ضریب تقسیم کنیم سایز سنسور نیز بدست خواهد آمد.....
اگر فاصله کانونی را بر عدد 50 تقصیم کنیم بزرگنمایی واقعی بدست میاد...(50 م م ).

اما بزرگنمایی که شما از آن نام بردید:
همانطور که گفته شد این بزرگنمایی نسبت به ابعاد واقعی جسم یا شی میباشد....اما چطور یک لنز 200 م م بزرگنمایی برابر یک به 3.5 از تصویر و یک لنز ماکروی 50 م م بزرگمایی 1 به 1 میسازد؟؟؟!!!؟؟؟(اعداد گفته شده مثال هستند و میتونه به غیر از این باشه)...

یک لنز 200 م م نمیتواند کمتر از فاصله مثلا 70 سانتیمتری فکوس داشته باشد...اما یک لنز ماکرو 50 م م میتواند تا فاصله 7 سانتیمتری از شی فکوس کنه...اگر لنز 200 م م هم در این فاصله فکوس کند شاید تا چندین برابر ابعاد شی بزرگنمایی داشته باشه.....اگر لنز به هر دلیلی بخواهد در فاصله نزدیکتری فکوس کند باید عدسی شیعی از المانهای دیگر دور شود و این مسئله موجب میشود تا طول لنز زیاد شود....البته راهایی دیگری برای فکوس بجز تغییر ماکان لنز شیعی وجود دارد...مثل تغییر مکان المانهای داخلی....که در مجموع باعث بزرکتر شدن ابعاد لنز میشود...
به همین دلیل لنزها تله یا زوم ماکروی حد اکثر یک به 2.5 دارند.....
میتوانند واید هم باشند.....ولی در همان فواصل نزدیک فکوس کنند.....
لنز S2 در وایدتزین حالت یعنی 6 م م یا 36 م م میتواند سوپر ماکرو باشد....به همین علت تا چنین فاصله ای میتونه فکوس داشته باشه.....
اگر در رنج 100 م م بتواند در فاصله مثلا 2 سانتی فکوس کند ..... ماکرویی حدود 3x را خواهد داشت....
اما در 36 م م خیلی کمتر از این خواهد بود.....
در مقایسه ای که بین این دوربین و لنز 105 داشتم ....ماکروی S2 در حدود 1:3.5 بود.....
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

فورمت ام‌ پي 3، يك سيستم متراكم و فشرده‌اي براي موسيقي مي‌باشد كه باعث كاهش تعداد بايتهاي موجود در يك آهنگ، بدون صدمه به كيفيت صداي آن مي‌شود. هدف آن فشرده‌كردن كيفيت آهنگ سي‌دي بدون از دست دادن كيفيت صداي آن مي‌باشد. با يك ام‌ پي 3، 32 مگابايت آهنگ موجود روي يك سي‌دي به 3 مگابايت فشرده مي‌شود. اينكار باعث مي‌شود كه يك آهنگ را در عرض چند دقيقه دان لود كنيد و هم‌چنين مي‌توانيد صدها آهنگ را در سخت ديسك كامپيوترتان ذخيره كنيد.
اين فرمت، محبوب ترين فرمت براي فايل هاي موزيك محسوب مي شود. در واقع mp3 موفق ترين فرمت از خانواده Mpeg مي باشد. Mpeg فرمتي بود كه براي فشرده سازي صدا و تصوير توسط گروهي از محققين ايجاد شد. اين گروه كه با نام Motion Picture Experts Group فعاليت مي كردند، پس از اختراع اين فرمت، نام خود را بر آن نهادند. ( Mpeg در واقع از حروف اول همين عبارت تشكيل شده است). پس از ايجاد اين فرمت كه Mpg نيز خوانده ميشد، فرمت هاي ديگري از اين خانواده هم ارائه شد، از آن جمله: . mpa , mp1,mp2,mp3 از اين ميان mp3 بيش از بقيه كارائي داشت و بيشتر مورد استقبال قرار گرفت. دليل عمده موفقيت آن نيز اين بود كه در اين فرمت، فايل هاي صوتي بسيار فشرده و كم حجم مي شوند، با اين فرمت ما مي توانيم حجم بيشتري از موسيقي را روي CD ذخيره كنيم ( حدود 12 ساعت موسيقي روي هر CD ) و همچنين زمان دريافت موسيقي از اينترنت نيز كاهش مي يابد. mp3 در ويندوز 95 و اولين نسخه هاي ويندوز 98 پشتيباني نمي شد. ولي در ويندوز هاي بعدي، فرمت mp3 بعنوان يكي از فرمت هاي پيش فرض گنجانده شده است.


+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

ماجرای هالیوود اف ایکس های قدیمی که روی نسخه های تا 6.5 پریمیر کار می کرد , مربوط به قبل از یال 2001 است. تا قبل از 2001 کمپانی پیناکل آمریکا که کارت های تدوین و TVcapture های خانگی تولید می کرد (و در مقیاس حرفه ای تر امور تجهیز اسئودیو های پرتابل ماشینی و طراحی و ساخت سیستم های فوق حرفه ای OMF* را تولید می کرد) برای استفاده از نرم افزار تدوین ، با کمپانی ادوبی قرارداد داشت. بر مبنای همین قرارداد بود که از سال 94 تا 2001 همه کارت های تدوین خانگی و نیمه حرفه ای پیناکل با نرم افزار پریمیر عرضه می شد و تنها هم در همین نرم افزار کار می کرد. در آن سال ها کمپانی های دیگری هم مثل Matrox و Unsun و چند تای دیگر وجود داشتند که همگی با نرم افزار های پریمر کارتهای تدوینشان را تنظیم کرده بودند.
رقابت بین این شرکت ها باعث می شد تا هر کدامشان قابلیت های منحصر به فردی را برای سیستم هایشان طراحی کنند. مثلا یک مدل کارت پیناکل می آمد که 500 افکت بلادرنگ )Realtime) داشت. یا Matrox کارتی را عرضه می کرد که می توانست تا 116 لایه را بدون رندر (دردسر همیشگی پریمیر) نمایش دهد و ... . این وسط کمپانی پیناکل نرم افزار HollywoodFX را منحصرا برای کارت های خودش عرضه کرد. دیگر خودتان می دانید هالیوود اف ایکس ، چی هست. به خاطر آنکه نرم افزار پیناکل پریمیر بود ، این برنامه هم تحت پریمیر اجرا می شد. البته در ایران قفلش را شکستند و روی همه کارت ها نصبش کردند!.
ماجرا تا 2001 ادامه داشت
در این سال پیناکل با سرمایه هنگفتی سهام کمپانی آلمانی Fast Studio را خرید. کمپانی فست نرم افزار و سیستم کاملا حرفه ای (Broadcast) خود را با نام های FAST silver ، FAST STUDIO blue و Pruple تولید می کرد. این سیتم تدوین از دو بخش کارت کپچر و نرم افزار Fast Studio تشکیل شده بود. بین سال های 78 تا 82 در ایران هم وارد شد و بسیار طرفدار پیدا کرد. قیمت سیستم Silver حدود 20 میلیون تومان بود.
پیناکل با خرید کمپانی فست هم صاحب سخت افزار ها شده بود و هم نرم افزار بسار عالی Fast Studio را مال خود می دید. بنابراین اسم نرم افزار را به Pinnacle Liquid تغییر داد و از نسخه 4 به بعد (تا نسخه 6.1) تغییرات عمده ای را اضافه کرد. حالا نرم افزار 20 میلیون تومانی روی همه کارت های 200 هزار تومانی پیناکل هم پیدا می شد. یکی از اضافات پیناکل به این نرم فزار ، نسخه جدید هالیوود اف ایکس بود. چون دیگر پیناکل از پریمیر استفاده نمی کرد و صاحب یک نرم افزار تخصصی شده بود , هالیوود اف اسک از نگارش 5 به بعد دیگر فقط منحصر به لیکوئید بود و با پریمیر کار نمی کرد.

بحث در اختیار داشتن نرم افزار تخصصی و انحصاری برای کمپانی ها خیلی مهم شده. الان دو سالی می شود که کمپانی Matrox هم دیگر با پریمیر قرارداد ندارد و از نرم افزار اختصاصی خودش با نام EDIOS استفاده می کند. از دو سال پیش تا امروز هم دیگر کارت های جدید و خصوصا hd این کمپانی فقط با EDIOS کار می کنند.

لزوم در اختیار داشتن نرم افزار تخصصی به این خاطر است که کمپاتنی ها دیگر متن برنامه را در اختیار دارند و می توانند بسته به نیازشان نرم افزار را تغییر دهند ، نه اینکه مجبور باشند خودشان و محصولاتشان را با نرم افزار ست کنند (که بسیار هزینه بر و سخت تر است.)

اما عاقبل کمپانی پیناکل:

پیناکل کمپانی کوچک اما عالی FAST را خرید ، خودش هم به سرنوشت FAST دچار شد. اوایل سال 2004 بود که کمپانی معظم AVID - که بزرگترین و حرفه ای ترین کمپانی تولیدات حرفه ای تدوین و پردازش تصویر در دنیا و هالیوود است - روی پیناکل دست گذاشت و به راحتی آب خوردن کل سهامش را در وال استریت خرید. از آن موقع به بعد نرم افزار pINNACLE Liquid به avid liquid تغییر نام داد . اینطوری اوید توانست دو کار مهم انجام دهد. هم بزرگترین رقیب نرم افزار تدوینش(Avid Studio به را از میان بردارد و هم کارت های کپچر پیناکل را که در بازار عمومی فروش خوبی دارند صاحب شود. امروز 7.1 نرمافزار AVID Liquid با همکاری تیم برنامه نویسان Avid Studio وارد بازار شده که نسخه 6 برنامه هالیوود اف ایکس را که منحصرا دیگر فقط برای Liquid است همراه خود دارد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

میدانید که سنسور از یک ماتریس افقی و عمودی از سلولهای حساس به نور بنام فتودیود تشکیل شده است. فتودیودها نسبت به رنگ کور هستند و تنها می توانند شدت نور را اندازه گیری کننده. بخاطر همین دوربینهای اولیه سیاه و سفید بودند. بعدا برای رنگی کردن آنها ترفندی زدند و آن اینکه روی این فتودیودها فیلترهایی به سه رنگ اصلی گذاردند که هر فتودیود تنها همان رنگی را احساس کند که فیلترش رویش قرار گرفته است.
چون نمی توان هر سه فیلتر را روی یک فتودیود قرار داد روی هر فتودیود تنها یک فلتر از سه رنگ اصلی قرار دارد. اکنون برای اینکه رنگ واقعی یک نقطه را بدست آوریم مجبوریم مثلا اگر این نقطه خودش سبز است، دو رنگ اصلی دیگر آبی و قرمز از سلولهای همجوار میانیابی کنیم و بهاین نقطه اختصاص دهیم. همانطور که قبلا گفتم برای بهترین نتیجه این نقاط رنگی را با آرایش خاصی چیده اند و تعداد آنها با هم مساوی نیست که به فیزیولوژی دید و چشم انسان بر می گردد و طوری تنظیم شده که رنگها برای چشم انسان طبیعی باشد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

در حالت عادی در سنسورهای تصویر، برای تشخیص رنگ از فتودیودهایی استفاده می شود که روی آنها برای تشخیص رنگهای اصلی سه فیلتر سبز، قرمز و آبی قرار داده شده است. با توجه به حساسیت چشم انسان به نور سبز، سلولهای دریافت کننده نور سبز دو برابر نور قرمز و سلولهای نور قرمز دو برابر نور آبی است. که این سلولها با آرایش خاصی چیده شده اند و برای تشکیل رنگ هر پیکسل رنگهای اصلی از روی سلولهای همجوار میانیابی شده و رنگ واقعی هر نقطه تعیین می شود. بااین کار دقت رنگی خوبی داریم ولی دقیقا مطابق واقعیت نیست و بخاطر میانیابی شارپنس کاملی به دست نمی آید که برای جبران آ« از الگوریتم های شارپنس دیجیتالی استفاده می شود.
در سنسورهای سه تایی با استفاده از یک منشور نور را به سه مولفه اصلی آن (سبز، قرمز و آبی) تجزینه نموده و هر طیف را به سمت سنسوری خاص می فرستند که در آنجا شدت نور خوانده شده و سپس در پردازنده دوربین این رنگها با هم ترکیب می شوند. خوبی این کار این است که در هر نقطه هر سه رنگ بصورت واقعی خوانده می شود و مثل قبل نیاز به میانیابی برای تعیین رنگها نیست. با خوانده شدن رنگ واقعی در هر نقطه کیفیت رنگی تصویر بالا می رود.
این تکنولوژی همانند تکنولوژی X3 است که تنها در دو دوربین سیگما برای عکاسی استفاده شده. منتها در این تکنولوژی نور تجزیه نمی شود و در عوض از سنسوری خاص استفاده می شود که در هر نقطه با توجه به ضریب نفوذ طیف های مختلف نور در عمق های مختلف سیلیکون، رنگ آن نقطه با دقت بسیار بالایی تعیین میشود. این سنسور دارای شارپنس بسیار بالا و رنگ عالی است. ولی بخاطر گرانی و مشکلات تکنیکی هنوز گسترش زیادی نیافته است.
تکنولوژی 3ccd برای دوربینهای عکاسی نیز قابل استفاده است. فقط چند مشکل باعث عدم استفاده آن تا کنون شده است:
1- گرانی، چون بجای یک سنسور باید از سه سنسور و یک منشور از شیشه با کیفیت استفاده شود که قیمت دوربین را بالا می برد.
2- مشکلات فنی برای استفاده از این تکنولوژی در سنسورهای بزرگ و با رزولوشن بالا. این مشکل بخاطر کوچکی سنسور و رزولوشن در فیلمبرداری مهم نیست، ولی برای عکاسی هنوز مشکلات فنی حل نشده باقیست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

در سپتامبر سال 2003 , کنون ، کمپانی شارپ ، سونی و ویکتور کمپانی (JVC ) استانداردی را معرفی کردند که می توانست با مقیاس HD روی نوارهای DV تصویر ضبط کند. این پروتکل HDV نام گرفت و بدین سان HDV متولد شد.
اصل فرایند HDV امکان ضبط Mpeg2 روی یک نوار کاست استاندارد DV است. با استفاده از این فرایند می توان تصویری بهتر با کادر عریض داشت. این فرایند تصویری با حدود 5 برابر کادر دی وی را عرضه می کند. استاندارد Mpeg2 برای HDV را با نام Mpeg IPB هم می شناسند . به همین Mpeg IPB هم دیگر می گویند GOP Mpeg. البته کاملا شبیه هم نیستند. مسائل دیگری هم در این باره هست که شاید خیلی به دردتان نخورد.

امروزه دو استاندارد HDV وجود دارد. اما چرا دو استاندارد؟:

از 2003 تا امروز تمام کمپانی های خالق HDV دوربینهای HDV را تولید کرده اند. به جر شارپ که هنوز وارد نشده.
اولین دوربین HDV را جی وی سی تولید کرد. دوربینی کوچک با نام : GR-HD1. در این دوربین تصویربردار می تواند بین دو مد تصویربرداری DV و HDV یکی را انتخاب کند. هر دو تصویر روی یک نوار مینی دی وی ضبط می شود.
استاندارد JVC برای سیستم های HDV استاندارد 720P/30 ، 720P/24 ، 720P/25 است. یعنی می تواند تصویری با 720 خط در 30 فریم (NTSC) یا 25 فریم Pal یا 24 فریم در ثانیه تولید کند. جی وی سی بعدها شکل دوربینش را تغییر داد و دوربینی کاملا حرفه ای برای HDV ساخت که HD100 نام گرفت . این دوربین کاملا شکل حرفه ای دارد و از لنز های قابل تعویض Fujinon و canon و inovision برخوردار است. JVC این دوربین را تا مدل HD-111 ارتقا داده و کلی از اشکالاتش را گرفته. قیمت این دوربین حدود 6.5 میلیون تومان است و دفاتر اجاره وسائل فیلمبرداری هم روزی 35 هزار تومان اجاره اشت می دهند.

در استاندارد 720p کادر تصویر 720 در 1280 پیکسل است. این کادر یک مستطیل عریض است و با استاندارد آکادمی تقریبا می شود 16.9. بنابراین بسیار به کادر سینمایی نزدیک است و خوراک فیلم های ویدئویی برای کپس 35 میلیمتری است. (در کل مقایسه کادرهای HD و HDV حواستان به کادر 720 در 576 پیکسل که کادر تلویزیون عادی است باشد.)

این استاندارد JVC استاندارد HDV1 نام گرفت.

چند ماه بعد از JVC سونی هم دوربین HDV خودش را به بازار معرفی کرد. سونی با دوربین FX-1 وارد بازار شد. دوربین روی پلات فورم PD-170 طراحی شده بود . البته با بدنه کمی بزرگتر و امکانات و آرگونومی بهتر.
سوین اما از استاندارد JVC تبعیت نکرد و استاندارد خودش را که بسیار به استاندارد HD نزدیکتر بود را عرضه کرد . استاندارد 1080I . در این استاندارد کادر تصویر 1080i/60 بود . یعنی 1080 خط تصویری در 60 فیلد در هر ثانیه که می شود 30 فریم در ثانیه. این تصویر ابعادی به طول 1440 در 1080 پیکسل را در بر می گیرد که بسیار نزدیک به کادر HD (یعنی 1080p با ابعاد 1080 در 1920 پیکسل ) است.
کادر 1080i از 720p بزرگتر است. اما یک مشکل کوچکی دارد و آن این است که وقتی تصویر را در ابعاد 720 در 576 تعریف می کنیم , کادر خیلی اصولی از آب در نمی آید. سونی دوربین Z1u را هم که تکامل یافته دوربین قبلی بود به بازار عرضه کرد. یک کار خوب دیگر سونی این بود که HDV را در دوربین های کوچک و خانگی هم تعریف کرد.
استاندارد سونی HDV2 نام گرفت.

حالا دوباره استاندارد ها را بررسی می کنیم :

1- HDV1- ابعاد کادر : 1280 در 720 همراه با پشتیبانی از سیستم Progresive . در این حالت با سرعت 19.7 mbps (بیت!) منتقل می شود. مخصوص کمپانی JVC

2- HDV2- ابعاد کادر : 1440 در 1080 همراه با پشتیبانی از Interlased . تصویر Mpeg در این حالت با سرعت 25mbps منتقل می شود.

تفاوت های HDV1 و HDV 2:

اول HDV1:
رزلوشن پایین تری نسبت به رقیبش دارد . اما می تواند progressive عمل کند و به همین خاطر برای تبدیل به فیلم آنالوگ و نگاتیو بهتر است.

دیتاریت پایین تری دارد و به همین خاطر برای کار Realtime و حجم پایین فضای اشغال شده مناسب تر است.

دوربین حرفه ای اش تولید شده.

HDV2:

هم رزلوشن بهتری دارد و هم مقدار فیلد بالاتری . بنابراین برای تحرک سریع و فیلمبرداری با شاتر بالا مناسب تر است.
به خاطر رزلوشن بالا به تصویر واقعی HD نزدیکتر است.
هنوز دوربین حرفه ای ندارد. اما نیمه حرفه ای چرا


چطور می توان تصویر HDV را تدوین کرد :

همه نرم افزارهای تدوین HDV زا با Fire wire ساپورت می کنند. مثل اینها :


Avid's Xpress Pro HD
Avid's Liquid
Adobe's Premiere Pro
Adobe's Premiere Elements
Canopus' Edius
VirtualDub called VirtualDub-MPEG2
Sony Media Software's Sony Vegas.
Sony Media Software's Sony Vegas Movie Studio Platinum Edition.
CineForm Aspect HD + Connect HD
Avid Adrenaline HD + Xpress HD + Avid DS/Nitris
Ulead MediaStudio pro 7, 8 and VideoStudio 9 and 10 Plus
CyberLink PowerDirector
MPEG Streamclip 1.0 for Windows, which has the same features as its Mac counterpart.
MPEG Video Wizard DVD.
Serif MoviePlus 5

برای کپچر کردن HDv می توانید از دو راه عمل کنید : یا با دوربین کپچر کنید و یا از ویدئوی HDV استفاده کنید
در حال حاظر دو مدا ویدئوی HDV بیشتر در بازار نیست.
یکی ویدئوی سونی مدل TRV10 (اگر درست نوشته باشم) است که خیلی کوچک و جمع و جور است. فقط می تواند نوار مینی را پخش و ضبط کند و علاوه بر پخش HDV 1080i ، می تواند نوار مینی دی وی و مینی دی وی کم را هم پخش کند. با پورت 1394 چهار پینی به سیستم وصل می شود. هد و سیستم موتور دستگاه همان سیستم موتور و هد دوربین Z1U است.

کدل دیگر مدل GU-hd50 شرکت JVC است که حرفه ای تر از سونی است. بزرگتر است و پرتابل نیست. می تواند هم نوار بزرگ و هم کوچک را پخش و ضبط کند. هر دو استاندارد سونی JVC را پشتیبانی می کند . اما برای ضبط HDV فقط از 720p پشتیبانی می کند. پورت حرفه ای rs-422 و رابط hdmi هم دارد. قیمت جفتشان حدود 4 میلیون تومان است.

چه سیستمی مورد نیاز است؟

همانطور که دیدید نسبت دیتا ریت هر کدام از HDV ها با هم فرق می کند. بنابراین فرض می گیریم که می خواهید با HDV2 کار کنید . اینطوری می توایند با HDV1 هم کار کنید.

حداقل و حداکثر را بی خیال. بهتر است همچین سیستمی داشته باشید:
1- CPU دو هسته ای اینتل (سری D) را انتخاب کنید. اگر پولتان به Xeon می رسد که چه بهتر. سرعت 3.4 به بالا عالی است.
2- سعی کنید حداقل 1.5 گیگا رم داشته باشید
3- کارت گرافیک PCIExpress قطعا مورد نیاز است. 256 مگابایتی به بالا
4- هاردتان SATA باشد. IDE برای DV هم مناسب نیست.

چرا نمی توان با سونی 24 فریم ضبط کرد؟
پاسخش کمی سخت است.
اگر به فرایند ضبط HDV سونی نگاه کنیم می بینیم که 60i ضبط می کند. یعنی 30 فریم در ثانیه ( هر دو فیلد یک فریم را می سازند.) در این حالت شاتر نمی تواند خودش را برای 24 بار ریفرش سی سی دی تنظیم کند. چون مجبور است 48/1 در ثانیه باز شود. نسبت های دقیقش را شاید بعدا بنویسم. اما فعلا که سونی در مورد ضبط سینمایی 24 فریم کم آورده.


می توانم تصویر HDV را به دیگر سیستم ها تبدیل کنم؟

بله می توانیم. فقط باید هنگام تبدیل حتما کادر را Scal کنیم تا تصویر در ابعاد کادر جدید تعریف شود.
بحث هایی راجع به فرکانس رنگ (نسبت رنگ HDV 4:2:0) است ، ماجرای GOP mpeg ، تغییرات ساختمان HDV نسبت به دی وی و HD ، دوربین های جدید و سیستم های HD خارج از HDV و جند مورد دیگر می ماند برای بعد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  | 

سلام
با امید به خدا می خوام در وبلاگ میکس و مونتاژفیلم از پایه تا حرفه ای را برای دو ستداران این حرفه بگزارم
امیدوارم مورد توجه علاقه مندان قرار بگیره................................................................

.......................................................................................................................

                            ....................................................................

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط محمد قاسمی  |